تبلیغات
کانون فرهنگی جوانان شیرآباد تالش - خبر ولادت امام زمان (عج)
 
کانون فرهنگی جوانان شیرآباد تالش
اقتصاد مقاومتی تولید و اشتغال
سه شنبه 5 اردیبهشت 1396 :: نویسنده : علیرضا کرمی

روایات‏

موسى بن محمد بن قاسم بن حمزه فرزند امام موسى

كاظم علیه السّلام مى ‏گوید:

«حكیمه دختر امام جواد علیه السّلام گفت: امام حسن عسكرى

علیه السّلام كسى را به دنبال من فرستاد- وقتى خدمتش رسیدم-

فرمود: عمّه! امشب افطار نزد ما بمان، امشب شب نیمه شعبان است

و خداوند امشب حجتش را ظاهر خواهد فرمود، او حجت خدا در زمین

است.» حكیمه گفت: عرض كردم: «مادرش كیست؟»، حضرت فرمود:

«نرجس»، گفتم: «قربانت شوم، اثرى از حمل در او نمى‏ بینم.» فرمود:

«همان است كه گفتم.» حكیمه گفت: «به منزل مولا وارد شدم، سلام

كردم و نشستم، نرجس جلو آمد تا پاپوش مرا از پا درآورد، به من گفت:

«سرورم حالت چطور است؟» من گفتم:

«به ‏عكس، تو سرور من و سرور خاندانم هستى»، نرجس حرف مرا رد كرد و گفت:

«این چه حرفى است عمّه؟!» به او گفتم: «دختر عزیزم! خداوند امشب

به تو پسرى عطا خواهد كرد كه آقا و سرور دنیا و آخرت است.» نرجس

با اظهار حیا و خجالت نشست. حكیمه گفت: «وقتى نماز عشا را

خواندم افطار كردم و به رختخواب رفتم، خوابم برد. نیمه‏ شب براى

نماز برخاستم، نمازم تمام شد، دیدم نرجس خوابیده و هیچ تغییرى

در وضع او ایجاد نشده است، نشستم و به تعقیبات مشغول شدم، باز

دراز كشیدم و دوباره با نگرانى بیدار شدم، نرجس خوابیده بود، بلند شد

و نماز خواند.

حكیمه گفت: «دچار تردید شدم، ناگاه صداى امام عسكرى علیه السّلام

از همان محلى كه نشسته بود بلند شد كه فرمود: «عمه! شتاب مكن،

نزدیك است.» حكیمه گفت: سوره سجده و یس را خواندم، در همین اثنا

نرجس با نگرانى بیدار شد، به سوى او از جا پریدم و گفتم: «إسم اللّه علیك»

و سپس گفتم: «آیا چیزى احساس مى‏ كنى؟» نرجس گفت: «آرى عمّه»،

گفتم: «خیالت راحت و دلت آرام باشد، همان است كه گفتم.»

حكیمه گفت: «مرا رخوت و آرامشى فراگرفت و به نرجس حالت ولادت دست

داد، با احساس وجود مولایم (مهدى) علیه السّلام به خود آمدم، پارچه را از

رویش كنار زدم، دیدم اعضاء هفتگانه را بر زمین گذاشته و سجده مى‏كند،

او را در بغل گرفته، به خود چسباندم، پاك و پاكیزه بود، بلافاصله امام عسكرى

علیه السّلام صدایم زد: «عمّه! پسرم را بیاور.» او را به نزدش بردم. امام علیه

السّلام دو دست خود را زیر بدن و پشت نوزاد نهاد و دو پاى نوزاد را روى سینه

خویش گذاشت، زبانش را در دهان طفل فروبرد، دست خود را بر چشم و گوش

و اعضاى فرزند كشید، سپس فرمود: «فرزندم! سخن بگو.

«نوزاد گفت: «أشهد أن لا إله إلّا اللّه وحده لا شریك له، و أشهد أنّ محمّدا

رسول اللّه صلّى اللّه علیه و اله»، آن گاه بر امیر المؤمنین علیه السّلام و

سایر امامان درود فرستاد و بعد از سلام بر پدرش، سكوت كرد.» امام عسكرى

فرمود: «طفل را نزد مادرش ببر تا به او سلام كند، آن‏گاه نزد من برگردان.»

حكیمه گفت: «طفل را پیش مادرش بردم، سلام كرد، او را برگرداندم و

همان‏جا كه پدرش نشسته بود گذاشتم»، سپس امام فرمود: «عمّه! روز

هفتم باز نزد ما بیا.»

حكیمه گفت: صبح شد، آمدم به امام عسكرى سلام عرض كنم، پارچه را

برداشتم و دنبال مولایم (مهدى) علیه السّلام گشتم، او را ندیدم، به امام

عسكرى عرض كردم، فدایت شوم، مولایم چه شد؟ فرمود: «عمه! او

را به همان كسى سپردیم كه مادر موسى علیه السّلام، فرزندش را به

او سپرد.»حكیمه گفت: «روز هفتم كه شد به منزل امام شرفیاب شدم،

سلام كردم و نشستم.فرمود: «پسرم را بیاور»، مولایم را كه پارچه ‏اى

به دورش پیچیده شده بود نزد امام آورد، مثل دفعه پیش او را گرفت،

زبانش را در دهان او فرو برد مثل اینكه شیر و عسل به او مى ‏خوراند،

سپس فرمود: «پسرم! سخن بگو.» طفل علیه السّلام گفت:

«أشهد أن لا إله إلّا اللّه» و بر پیامبر، امیر المؤمنین و امامان-

صلوات اللّه علیهم اجمعین- تا پدرش درود فرستاد و مدح نمود،

سپس این آیه را تلاوت فرمود: بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمنِ الرَّحِیمِ*

وَ نُرِیدُ أَنْ نَمُنَّ عَلَى الَّذِینَ اسْتُضْعِفُوا فِی الْأَرْضِ وَ نَجْعَلَهُمْ

أَئِمَّةً وَ نَجْعَلَهُمُ الْوارِثِینَ وَ نُمَكِّنَ لَهُمْ فِی الْأَرْضِ وَ نُرِیَ فِرْعَوْنَ وَ

هامانَ وَ جُنُودَهُما مِنْهُمْ ما كانُوا یَحْذَرُونَ‏»

گفتار ما

از این حدیث‏چند مطلب فهمیده مى‏ شود:

  1. خبر دادن امام علیه السّلام از نزدیك بودن تولد فرزندش و اینكه او حجت
  2. خدا در زمین است. این امر به علم امام برمى‏ گردد و شكى نیست كه امام
  3. از گذشته و حال و آینده و تمام وقایع آنها مطّلع است.
  4. خبر دادن امام از اینكه پسرش از نرجس‏ خاتون متولد مى‏ شود در حالى
  5.  كه با وجود نزدیكى وضع حمل، هیچ آثار باردارى در آن بانو نبوده است.
  6.  شاید علت مخفى بودن این امر نیز به همان علت مخفى بودن سایر
  7. امور و جنبه‏ هاى زندگى آن حضرت علیه السّلام كه در روایات آمده است برگردد.
  8. اطلاع داشتن امام از نهاد و زوایاى دل حكیمه، وقتى درباره خبرى كه
  9. امام علیه السّلام به او داد تردید كرد، كه درنتیجه امام او را صدا زد و
  10. فرمود: «شتاب مكن» و باز اطلاع داد كه ولادت حجت خدا نزدیك است.
  11. این مطلب نیز به علم امام علیه السّلام برمى‏ گردد.
  12. تلاوت كردن سوره‏ هاى سجده و یس توسط حكیمه. شاید این عمل
  13. مخصوص زمان تولد حضرت قائم- عجل اللّه تعالى فرجه- بوده و امام
  14. عسكرى علیه السّلام به حكیمه چنین دستورى داده باشند یا شاید
  15. تلاوت این سوره‏ ها در هنگام وضع حمل زنان به‏ عنوان سنت پیامبر
  16. اكرم صلّى اللّه علیه و اله و سلّم در بین اهل بیت معمول بوده است.
  17. اینكه حكیمه خطاب به نرجس علیها السّلام عبارت «إسم اللّه علیك»
  18. را ادا كرد شاید نوعى تبریك و تهنیت به او بوده باشد.
  19. پیدایش سستى و آرامش در حكیمه، كه ممكن است ناشى از عظمت
  20. موضوع و تولد آن بزرگوار باشد.
  21. سجده كردن حضرت حجت علیه السّلام. شاید این سجده به خاطر
  22. شنیدن سوره سجده و آیه سجده در آن بوده است و شاید هم سپاسگذارى
  23.  از خداوند است كه به او هستى بخشیده و به وعده امامت و وراثت
  24. مستضعفین كه در آیه‏ وَ نُرِیدُ أَنْ نَمُنَّ عَلَى الَّذِینَ اسْتُضْعِفُوا فِی الْأَرْضِ‏ 
  25. آمده، وفا فرموده است. تلاوت كردن همین آیه، چنانكه در احادیث به آن
  26. اشاره شده است،[۶] مى‏تواند شاهدى براى صحت احتمال دوم باشد.
  27. سخن گفتن حضرت حجت علیه السّلام در هنگام ولادت و هفت‏ روزگى
  28. و شهادت بر یگانگى خداوند و درود فرستادن بر پیامبر و امیر المؤمنین و
  29. ائمه علیهم السّلام یا به تعبیر دیگر اداى شهادتین و سلام بر امیر المؤمنین
  30.  و ائمه علیهم السّلام تا پدر بزرگوارش و سپس تلاوت آیه‏ وَ نُرِیدُ أَنْ نَمُنَّ ….

نظیر اینگونه سخن گفتن در زمان ولادت از انبیاء و اولیاء علیهم السّلام

نیز دیده شده است و هركس به رتبه و مقام آنان در نزد پروردگار آشنایى

داشته باشد كمترین تردیدى در صحت این قضیه نخواهد داشت و اساسا

چه جاى تعجّب و تردید است در حالى‏كه خداوند سبحان در قرآن كریم از

سخن گفتن بعضى از پیامبران‏از جمله حضرت عیسى بن مریم- على

نبینا و آله و علیه السلام- خبر داده است.

پاورقی :

 قصص: ۵ و ۶- اراده ما بر این است كه بر ضعیف نگاهداشته شدگان

زمین منت نهیم و آنان را پیشوایان و وارثان زمین قرار دهیم و

در زمین توانایى و اقتدارشان بخشیم و به فرعون و هامان و لشكریانشان

همانچه را كه از آن بیمناك بودند به دست اینان بنمایانیم و به ایشان بچشانیم.

  بحار الانوار، ج ۵۱، ص ۲، روایت ۳٫

 ظاهر احادیثى كه در این زمینه وارد شده است بیانگر آن است كه در

ایام ولادت حضرت حجّت علیه السّلام، فقط حكیمه به نرجس‏خاتون رسیدگى

مى‏كرده است و شخص دیگرى در این مدت بر او وارد نشده است، امّا در عین

حال روایاتى كه از حكیمه رسیده از نظر متن و شخص ناقل و مقدار كم و زیادى

در الفاظ و عبارات مختلف هستند فلذا ممكن است اختلاف یا از ناحیه كسانى

باشد كه از حكیمه نقل كرده‏اند یا از طرف محدثینى كه بعدها روایات را ضبط

نموده‏اند اختلاف پیدا شده باشد.

ت امام زمان:

 






نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر


آمار وبلاگ
  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل پست ها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :